كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

118

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

شرفا به مقام برجسته و مهم اجتماعى بويژه يكى از مشخصات اسلام در مراكش بوده است . زيرا مراكش با داشتن مرزهايى در سواحل مديترانه و درياى آتلانتيك و نزديكى آن به اسپانيا و پرتغال ضربات مهلك حملات نيروى دريايى جهادگر مسيحى و مهاجمات نظامى آن‌ها را از قرن هفتم / سيزدهم به اين سو متحمل مىشده و واكنش مسلمانان را به تناسب شدت اين حملات برمىانگيخته است . شريفان به طور كلى از اعقاب پيغمبر ، حضرت محمّد ( ص ) هستند ، اما در مراكش بيشتر سلاله‌هاى شرفا نسبت خود را به نوهء حضرت محمّد ( ص ) ، يعنى حسن بن على مىرسانند و شرفاى سعدى و جانشينان آن‌ها شرفاى علوى يا فلالى ( بنگريد به شماره 21 ) مدعى داشتن چنين تبارى بويژه از طريق نوادهء امام حسن يعنى محمّد بن عبد اللّه ، ملقب به نفس الزكيّه ( مقتول در مدينه در 145 / 767 ) بودند . ادريسيان ( بنگريد به شمارهء 8 ) نخستين سلسله از شريفان بودند كه در مراكش به قدرت رسيدند اما در قرون بعد ، سلسله‌هاى بربر مختلفى از مدرارىها و مرابطون به اين سو ( بنگريد به شمارهء 10 و 14 ) بر آن سرزمين حكومت رانده‌اند . بارى ، در قرن دهم / شانزدهم باز بخت به شريفان رو كرد و آن هنگامى بود كه قدرت وطاسيان بربر فاس ( بنگريد به شماره 19 ) به روشنى روى به افول نهاد . سلسلهء شرفاى سعدى از پايگاهى در سوس مراكش جنوبى كه نزديك به دو قرن آهسته‌آهسته مشغول استوار گردانيدن موقعيت خويش در مراكش جنوبى بودند ، به تدريج به سوى شمال راندند و در 930 / 1524 شهر مراكش را گرفتند و در 956 / 1549 فاس را از آخرين وطاسيان ستاندند . نام و عنوان كامل بنيانگذار دولت اين سلسله ، سيدى محمّد المهدى القائم بامر اللّه نشان مىدهد كه شرفاى سعديه چگونه از انتظارات مهدويانه در مراكش و احساسات اعتلاى دينى و جهاد عليه مسيحيان به سود خود بهره مىگرفتند . اكنون اقتدار و سلطهء آنان بر تمام مراكش و بلاد المخزن يعنى نواحىاى كه حكم سلطان بر آن‌ها جارى بود و از آن‌ها ماليات و سپاه گرفته مىشد ، به نهايت گسترش خود رسيده بود . در مشرق ، تركان عثمانى الجزيره كه قصد داشتند سلطهء عثمانىها را تا آن‌جا كه ممكن است در مغرب بگسترند ، دشمن مسلم و مصمم شرفاى سعدى بودند . ازاين‌رو ، در قرن دهم / شانزدهم شريفان سعدى در اتحاد با قدرت‌هايى چون اسپانيا و باوار عليه تركان ترديدى به خود راه ندادند ، اما هدف درازمدت آن‌ها دفع پرتغاليان از شهرهاى پادگانى خود در ساحل آتلانتيك بود . در زمان بزرگترين فرمانرواى سلسله ، مولاى احمد ملقب به منصور رابطه بازرگانى با قدرت‌هاى مسيحى تا نقاط دوردستى چون انگلستان برقرار شد ، با قبول اين